علم توانسته است از ژرفای ماده تا دورترین نقاط کیهان را کاوش کند، رازهای بسیاری از حیات را آشکار سازد و تصویری دقیق تر از جهان پیش روی ما بگذارد. اما آیا این تصویر، تمام واقعیت را نشان می دهد؟
آدام فرانک، مارسلو گلیزر و ایوان تامپسون در نقطهی کور به یکی از بنیادی ترین کاستی های جهان بینی علمی مدرن می پردازند؛ نادیده گرفتن تجربهی مستقیم انسان. تجربه ای که هر مشاهده، اندازه گیری و شناخت علمی از آن آغاز می شود، اما در مسیر دستیابی به تصویری عینی از جهان، به تدریج از خودِ این تصویر کنار گذاشته شده است.
نویسندگان با عبور از تاریخ علم و فلسفه و ورود به مباحثی چون زمان، ماده، کیهان، حیات، شناخت و آگاهی نشان می دهند که چرا نمی توان تجربهی زیسته را صرفاً پدیده ای فرعی دانست. مسئله بر سر نفی علم نیست؛ مسئله این است که آیا بدون در نظر گرفتن مشاهده کننده، می توان به درکی کامل از جهانی رسید که خودِ ما نیز بخشی از آن هستیم؟