آیین هندو: یک شیوة زندگی نه چیزی دیگر

آیین هندو از 1700 پیش از میلاد

آیین هندو ادعای داشتن هیچ پیامبری را ندارد؛ این آیین، هیچ خدایی را نمی‌پرستد؛

با وجود آن که ممکن است آیین هندو، «کهن‌ترین دین زنده» نامیده شود، خود این اصطلاح، نسبتاً جدید است و برداشت گمراه‌کننده‌ای از یک اعتقاد پیوند خورده با مجموعه‌ای از باورها و اعمال به شمار می‌رود. سرچشمه‌های آیین هندو را می‌توان تا عصر آهن پی‌گیری کرد، اما در واقع، این عنوان، بیشتر اصطلاح فراگیری است که اغلبِ ادیان بومی شبه قارة هند را در بر می‌گیرد. با وجود آن که این ادیان، دارای برخی ویژگی‌های مشترک هستند، در اعمال عبادی با یکدیگر اختلاف بسیار زیادی دارند و طیف گسترده‌ای از آیین‌های گوناگون را در بر می‌گیرند. اساساً اصول اعتقادی برخی از این آیین‌ها، از کهن‌ترین ایام بدون تغییر باقی مانده است.

در حالی که بیش از سه چهارم جمعیت هند، خود را هندو می‌شمارند، امروز تعیین و تعریف این مجموعه از اعتقادات به هم پیوسته، همان اندازه که دارای جنبة دینی است، از اهمیت سیاسی ـ اجتماعی نیز برخوردار است. کلمة هندو که از نظر ریشه‌شناختی با نام رودخانة «ایندوس» و خود کلمة «هند» پیوند دارد، در اصل به معنی «هندی» است و این دسته از ادیان بومی را از ادیان دیگری از قبیل اسلام و آیین‌های جدایی‌طلبانه‌ای از قبیل آیین برهمایی و آیین بودایی که در این کشور رواج یافته‌اند، متمایز می‌گرداند.

دشواری تعریف آیین هندو از این عبارات که در یکی از آیین‌نامه‌های حکومتی این کشور که در سال 1995 میلادی نوشته شده است نیز برمی‌آید: «... آیین هندو ادعای داشتن هیچ پیامبری را ندارد؛ این آیین، هیچ خدایی را نمی‌پرستد؛ این آیین خود را وابستة هیچ اعتقاد دیگری نمی‌داند؛ این آیین، هیچ مفهوم فلسفی را باور ندارد؛ این آیین در عمل از هیچ یک از مجموعه‌ آداب و رسوم‌های آیینی پیروی نمی‌کند. در واقع، این آیین، خود را در چهارچوب ویژگی‌های خاص هیچ دین یا آیینی محدود نمی‌سازد. این آیین ممکن است در مفهوم وسیع خود، یک شیوة زندگی به شمار آید، نه چیزی دیگر.»

 

 

اعتقادات مشترک

با وجود این، در ابعاد گوناگون آیین هندو انگاره‌های خاصی به‌صورت محوری باقی مانده‌اند، از جمله مفهوم «سامسارا» (چرخة تولد و تولد دوبارة روح) و دیگر اعتقاد مربوط با آن، مبنی بر امکان «موکشا» یا آزادی از این چرخة بی‌پایان. کلید دستیابی به موکشا در کلمة «دهارما» خلاصه شده است که آن را به صورت‌های گوناگون ترجمه کرده‌اند: پرهیزگاری، قانون طبیعی، زندگی شایسته و تناسب.

به ناچار، این مفهوم، خود موضوعِ تفسیرها و تأویل‌های بسیاری بوده است، اما سه راه عمدة دستیابی به موکشا معلوم گردیده است که مجموعاً با عنوان «مارگا» شناخته شده‌اند و عبارتند از: «جنانا ـ مارگا» (دانایی یا بصیرت)، «کارما ـ مارگا» (کردار شایسته یا رفتار درست) و «باکتی ـ مارگا» (ازخودگذشتگی به خاطر خدایان). این تلقی از مارگا، برای مجموعة بسیار بزرگی از اعمال عبادی ادیان فرصتی فراهم می‌آورد تا با سنت‌های گوناگون موجود در این آیین، از جمله مجموعة متنوعی از آداب و رسوم، مراقبه، یوگا و عبادات روزانه (پوجا) متناسب باشند.

 

مفاهیم خدا

در واقع، تمام شاخه‌های آیین هندو می‌پذیرند که یک خدای آفرینندة بسیار بزرگ به نام «برهما» وجود دارد که همراه با «ویشنو» (محافظ، نگهدارنده) و «شیوا» (ویران‌کننده، ویرانگر) یک تریمورتی یا اصل سه‌گانه را تشکیل می‌دهند. با وجود این، بسیاری از شاخه‌های این آیین، مجموعه خدایان خویش را دارند یا خدایان محلی یا شخصی را نیز بدانها می‌افزایند. حتی سه خدای بزرگ و تعدادی از خدایان کوچک‌تر، اغلب به شکل حیران‌کننده‌ای، با صورت‌های تغییریافته و متفاوتی آشکار می‌شوند و بدین ترتیب، ممکن است چنین به نظر برسد که آیین هندو آیینی مبتنی بر شرک است، اما درست‌تر این است که بگوییم پیروان بسیاری از شاخه‌های این آیین، به یک خدای بزرگ اعتقاد دارند که به‌وسیلة خدایان کوچک‌تر دیگری که از قدرت‌های خاصی برخوردار هستند یا وظایف بخصوصی بر عهده دارند، کامل می‌شود.

 

متون مقدس

تمام روایات متفاوت آیین هندو، به‌واسطة وداهای چهارگانه شکل گرفته‌اند؛ مجموعه‌ای از متون باستانی که بین سال‌های 1200 تا 900 پیش از میلاد نوشته شده‌اند. برهمنا‌ها، وداها را شرح می‌دهند و سپس اوپانیشادها، یک بنیان نظری برای این آیین فراهم می‌آورند، در حالی که متون دیگر، بخصوص دو متن منظوم حماسی هندی، یعنی مهابهاراتا و رامایانا، به تاریخ، اسطوره‌شناسی، دین و فلسفه می‌پردازند.

یکی از ویژگی‌های عمدة ادیان هندی، بردباری، شکیبایی و تحمل‌ است که به‌نوعی آن را می‌توان نتیجة تاخت و تازهای گوناگون، یعنی نخست، حملة یونانی‌ها تحت فرمان اسکندر بزرگ، و سپس حملة مسلمانان و مسیحیان به این سرزمین دانست. در واقع آیین هندو، از این حمله‌ها و هجوم‌ها تأثیرات بسیاری پذیرفت و خود را با شرایط جدید سازگار ساخت.

با آن که در نتیجة تأثیرات حاصل از مستعمره‌نشینی، برخی حرکات اصلاح‌طلبانه در آیین هندو پدید آمد، در مجموع، «آیین هندو» خواندن این شاخه‌های به هم پیوسته، در نهایت به آنها نفوذ سیاسی داد و پیروان آنها را از نوعی تمرکز بر ملی‌گرایی برخوردار ساخت. این امر در تلاش هندی‌ها برای دستیابی به استقلال در سدة بیستم، با رهبری مهاتما گاندی که به جانبداری از مقاومت بدون خشونت و نافرمانی مدنی معروف بود، به اوج رسید و پس از آن، یک هند مستقل بنیان‌گذاری شد که در آن نه تنها پیروی از تمام ادیان و مذاهب جایز به شمار می‌آید، بلکه حتی تمام آنها پذیرفته نیز می‌شوند.

برگرفته از کتاب "نگاهی نو به تاریخ ادیان"

http://sabzanbook.com

1396/11/25
2611

نظری ارسال نشده

در حال حاضر نظری ارسال نشده است

شما می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر